با تو ولی...تنها

منزل از یاد رفته ام

ببار امشب ببار

شاید اشک تو مرا غسل دهد و پاک سازد

شاید بارانت نقطه چینی شود تا به او برسم

تعریف زندگی عوض شده

تا گریه نکنم نوازشم نمی کنه

تا قصد رفتن نداشته باشم نمی گه بمون

تا مریض نشم گل برام نمی یاره

تا بچه هستم باید همه رو دوست داشته باشم

اما وقتی بزرگ شدم دوست داشتنو برام جرم می کنن

تا نرم قدرمو نمی دونن و تا نمیرم نمی بخشنم

ای اسمان ببار تا هر کسی به اندازه ی پیالش پاک بشه

ای چتر فروش چترات مال خودت

امشب می خوام خیس شم

پاک شم تا شاید محو شم

ببار.......

نوشته شده در سه‌شنبه ٢٧ بهمن ۱۳۸۸ساعت ٧:۱٥ ‎ب.ظ توسط رکسانام نظرات () |


Design By : Night Skin